فیتیله، با‌عنایت‌به فرمایشات حاج‌آقا جمعه تعطیله

حجت‌الاسلام و المسلمین محمدحسین راستگو، رئیس مرکز تربیت مربی کودک و نوجوان در گفت‌وگو با «رسا» نکاتی را درباره برنامه کودک شبکه 2 که با نام «فیتیله، جمعه تعطیله» پخش می‌شود گفته و مباحثی راهگشا را مطرح نموده‌اند. رئوس مطالب مطروحه ایشان به شرح زیر است:

استفاده از دیدگاه‌های یک کارشناس روحانی که افزون بر آگاهی عمیق از مبانی دینی، با زبان هنر هم آشنا باشد، رشد سطح کیفی و محتوایی این برنامه پربیننده را در پی دارد.
افزون بر کارشناس دینی باید کارشناس آموزشی و روان‌شناسی در هنگام تهیه این برنامه حضور داشته باشد و درباره مسائل مختلف از جمله میزان اثربخشی از راه القای مستقیم یا غیرمستقیم پیام‌های خاص، نظر دهند.
به هر حال سازندگان برنامه فیتیله باید نسبت به انتخاب موسیقی‌ها دقت کافی داشته باشند و در حین اجرا نیز حرکات خود را کنترل کنند، چرا که در برخی موارد دیده شده که این حرکات بر بچه‌ها به ویژه دختر بچه‌هایی که در منزل این برنامه را تماشا می‌کردند، تأثیرگذار بوده و آنها را به حرکت واداشته است.


حالا براساس فرمایشات و توصیه‌های حاج‌آقا یک برنامه فیتیله را بررسی می‌کنیم:

در استودیوی پخش. همه عوامل برنامه، مجری و بازیگران به همراه 50 بچه دختر و پسر برای اجرای آزمایشی در محضر کارشناسان مربوطه حاضرند.
مجری: بچه‌ها سلام!
بچه‌ها: سلام.
کارشناس دینی آشنا به زبان هنر: نه خیر. اشتباه است. مستحب است که دعایی بر سلام برای جواب افزوده شود.
مجری: بچه‌ها سلام!
بچه‌ها: و علیکم السلام و رحمت‌الله و برکاته.
مجری: خب. حالا برنامه رو شروع می‌کنیم.
کارشناس دینی آشنا به زبان هنر: بهتر است یادی هم از خداوند منان بنمایید.
مجری: خب، با استعانت از حضرت حق‌ جل‌واعلی این برنامه رو آغاز می‌کنیم.
بازیگران با لباس‌های یک برزگر، یک کارگر کارخانه و یک خرگوش و یک هویج وارد صحنه می‌شوند.
کارشناس آموزشی: آقا این چه وضعیه؟ مگه اینجا اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابقه؟ واسه چی داس و چکش دست ایناس؟ این نمادهای کمونیستی چیه؟
تهیه‌کننده: خب چی‌کار کنیم؟
کارشناس آموزشی: به یکی‌شون تراکتور بدین، به یکی‌شون دستگاه تراش که معلوم باشه ما پیشرفته هم هستیم.
تهیه‌کننده: آخه از کجا بیاریم؟
کارشناس آموزشی: پس حذفشون کنین.
دو بازیگر بیرون می‌روند. فقط بازیگر نقش هویج می‌ماند و بازیگر نقش خرگوش.
مجری: خب بچه‌ها دس بزنین و این شعر رو بخونین.
کارشناس دینی آشنا به زبان هنر: اگه ممکنه یه کار دیگه بکنن عوض دس‌ زدن.
مجری: مثلاً چه کاری؟
کارشناس دینی آشنا به زبان هنر: مثلاً به هر کدومشون دو تا قاشق چوبی بدین که به هم بزنن. فقط دقت کنید که ریتمش شیش و هشت نباشه. بازیگرام صداشونو کش ندن که شُبهه غنا پیش بیاد.
بازیگران می‌خوانند: خدا به ما هوش داده، هویج به خرگوش داده.
کارشناس دینی آشنا به زبان هنر: «داده» یعنی چی؟ باید محترمانه سخن گفت. لطفاً بگویید عنایت فرموده.
بازیگران نقش هویج و خرگوش می‌خوانند: خدا به ما گوش عنایت فرموده، هویج به خرگوش عنایت فرموده.
همزمان با این شعر، هویج فرار می‌کند و خرگوش هم به دنبال او می‌دود.
کارشناس روانشناسی: آقا این چه‌کاریه؟ درست نیست. خرگوش هویج می‌خورد. این‌طوری بچه‌های مردم تشویق می‌شوند به خوردن همدیگر. بهتر است هویج دنبال خرگوش بدود.
کارشناس سیاسی: ضمناً بهتر است یک اشاره‌ای هم به فتنه اخیر داشته باشید. مثلاً بگوییم چون هویج فتنه‌گر بوده، خرگوش باید او را بخورد.
کارشناس روانشناسی: نه، قضیه خوردن که منتفی شد. بدآموزی دارد. ضمن اینکه آموزش باید غیرمستقیم باشد.
کارشناس سیاسی: پس به طور کاملاً غیرمستقیم اشاره شود. مثلاً این‌طوری شعرشان را بخوانند: «خدا به ما هوش عنایت فرموده، مرگ بر فتنه‌گر - هویج به خرگوش عنایت فرموده- مرگ بر فتنه‌گر.»
بازیگران آماده می‌شوند. در همین لحظه دختربچه‌ای گریه می‌کند.
دختربچه: اجازه آقای مجری! این پسره هی موی منو می‌کشه.
کارشناس دینی آشنا به مبانی هنر: خب، می‌بینید که اختلاط بین دختر و پسر چه عواقبی دارد؟ این پسر 4 ساله که الان موی این دختر 3 ساله را جلوی دوربین رسانه ملی می‌کشد، 20 سال دیگر در جای دیگر با او چه‌کار خواهد کرد؟
[برنامه تعطیل می‌شود تا فردا با تفکیک جنسیتی کامل اجرا شود.]

آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند

رفت  تا  دامنش از گرد زمین پاک  بماند                    آسمانی تر از آن بود که در خاک بماند
از دل برکه شب پر زد و تابید به خورشید                   تا دل  روشن  نیلوفری اش پاک  بماند  
                                                           

ای زده آتش به دل و جان ما رفتی و شد شام غریبان ما

اولین سالگرد در گذشت مرحوم  آیت الله العظمی منتظری بر پیروان حق و عدالت تسلیت باد

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست...

حكومت "خدا" بر مردم!!!!!!!!!!!!

حكومت خدا بر مردم سخني به ظاهر معقول و جذاب است، ولي از هر راهي اجرايش كنيد سرانجامش ديكتاتوري است.

شايد گفته شود به ظاهر اشخاص بر ما حكومت مي كنند ولي در حقيقت قرآن و سنت اهل بيت(ع) است كه بر ما حكومت مي كند.

اين گونه نيست، اين فهم بعضي آقايان از كتاب و سنت است كه بر ما حكومت مي كند. حكومت، حكومت قرآن و سنت بر فهم ها نيست، حكومت، حكومت فهم آقايان بر فهم ديگران است، بدون اين كه استدلال فهم ديگران شنيده شود.

اين فهم از كتاب و سنت توسط بشر صورت مي پذيرد، فهم بشر نيز خطاپذير است و فهم خطاپذير نيز نمي تواند حكومت مطلقه داشته باشد پس آقايان نمي توانند مدعي حكومت مطلقه باشند.

راه درست اين است كه حكومت در دست منتخب مستقيم مردم باشد حال اگر اراده مردم بر اين باشد كه پرواي اسلام داشته باشند اولا به كسي رأي مي دهند كه پرواي اسلام داشته باشد ثانيا منتخب مردم براي اين كه بتواند حكومت كند مجبور است كه پرواي اسلام داشته باشد.

يادمان نرفته كه مردم شاهي را كه پرواي اسلام نداشت را چه گونه به زير پا كشيدند.

و اگر اراده مردم بر اسلام نباشد هيچ كس با هر قدرتي نمي تواند آن ها را مجبور به اسلام كند. اجبار هميشه نتيجه عكس دارد. فلاسفه ما به درستي گفته اند كه « القسر لا يدوم »

اگر اجبار حكيمانه بود خداوند حكيم خود قادر بود بر اين امر. اصلا فلسفه خلقت انسان اختيار او است.

و اما نقش روحانيت، نقش روحانيت در چنان حكومتي همانا عمل به مقتضاي ماهيت روحانيت است.

ماهيت روحانيت تبليغ است، فقط تبليغ.

اگر وظيفه روحانيت ادامه راه پيامبران است در قرآن وظيفه پيامبران تبليغ ذكر شده و به صراحت آمده است كه هيچ تسلطي بر مردم ندارند.

بله پيامبر اسلام حكومت هم مي كرد ولي حكومت را مردم بر عهده پيامبر گذاشته بودند، وظيفه اي كه خدا بر عهده پيامبر گذاشته بود همانا تبليغ بود.

خداوند هر جا از پيامبر نام مي برد مي فرمايد پيامبري فرستادم كه شما را هدايت كند نه اين كه پيامبري فرستادم كه بر شما حكومت كند.

ديديد كه بعد از پيامبر اكرم(ص) حضرت علي(ع) وقتي خواست مردم را طور ديگري ديدند در خانه شان نشستند و وقتي مردم به سراغ ايشان رفتند فرمودند اگر جمع حاضر نبودند حكومت را قبول نمي كردند و دليل قبول كردن شان را عهد گرفتن خداوند از علما دانست نه اين كه حكومت حق من است.

امام حسين(ع) هم دليل جهادش را اصلاح طلبي دانست نه به دست گرفتن حكومت.

وظيفه روحانيت تبليغ است نه اين كه قوه قهريه به دست بگيرد و مردم را مجبور به اسلام كند، اين نامش ديكتاتوري است. ديكتاتوري كه شاخ و دم ندارد.

روحانيت بايد اسلام را تبليغ كنند آن وقت اگر مردم سخن روحانيت را پذيرفتند آن را از حاكمان خود مطالبه مي كنند و حاكمان نيز براي اين كه بتوانند رأي بياورند مجبور به اجراي مطالبه مردم اند. نام اين دموكراسي است. دموكراسي يك غول بي شاخ و دم نيست كه از آن بترسيم.

البته نبايد غافل بود كه روال كنوني نيز جزئي از نظام اتم و نظم طبيعت است كه روزگارش سر خواهد آمد.

و نيز فلاسفه ما به درستي گفته اند كه « طفره محال است »، روال كنوني گردنه اي از گردنه هاي راه است كه بايد آن را طي كرد.