آدمی زاینده است ، و عشق آینده است . برکت آسمان ها ، از سپهر است ، و برکت جان ها ، از مهر است . دل از چرک اغیار شستن است ، و شجره ی عشق رُستن است .

اگر خواجه مکّی است ، یا مدنی ، شک نیست که عشق آمدنی است . عشق فاتحه ی فطر ست ، نه رایحه ی عطر است . رنگی است کَونی ، نیرنگی است لَونی .

ساعات بی عشق ، عَذوبت1 است ، و طاعات بی دل کروبت2 است .

آن را که سر ، مست نیست ، دل در دست نیست ، و هر حسنه ای که دارد ، و تخم احسانی که کارد ، خیالی بوَد از سراب ، و سکری بود بی شراب .

لاجرم سالک را عشقی باید ، بی غِلّ3 و محبتی از ضمیر دل ، و گرنه راه رود و به خانه نرسد ، و کاه خورد ، و به دانه نرسد .

نصیب بی دل لرزه است ، و کار بی عشق هرزه است .
چنان که مرغ را پَر باید ، و آدمی را ، سر باید ، جوینده را صدق باید ، و رونده را عشق باید . و تمامی این اساس ، و نیک نامی این لباس ، هیچ طالب را دست نداد ای حکیم ، إلّا مَن أتی اللهِ بقلبٍ سلیم 4 . و این دل را که ما خریداریم ، و به جان طلبکاریم ، از کیسه ی تجّار جوییم یا از خریطه ی5 عیّار جوییم ! یاخود عشق درد الست را درمانی است ، که هر چند نگاه می کنیم ، در ما ، نیست .

نی! نی! عشق نور نامتناهی است ، و دل ذرّه ای متناهی است . عشق ، درد بی درمان است ، و دل : بَین الإصبَعَینِ من أصابِعِ الرّحمن6 است .

حق را بر دل فرمانی ، و شعله ای از عشق در ما ، نی ، و بی عشق دلِ بنده را بار ، نی ، و این هر دو جز به فرمان جلیل جبار ، نی .
شیر عشق ، به چه صید گردد رام ؟ و آهوی دل چگونه آید در دام ؟ به کدام طریق ، بنده دل را جوید ؟ و به چه تدبیر ، از جان نهال عشق روید ؟

اگر خواهی که عشق ، در دل تو کار کند ، و تو را طالب آن یار کند ، اول در خود نگاه کن که کیستی ؟ و نسبت به آن چیستی ؟

ای مانده از رحمت خدا جدا : أیَحسَبُ الإنسانُ أن یُترَکَ سُدی؟7
اوّلت حَدَث8 ، و آخرت خَبَث9 ، و در میانه عبث . چند از این تُندی ؟ تا یکی ، چنین کُندی ؟ و سودی ندارد ندم . گویند ای زاییده ی عدم ، کجا است آن خیل و حَشَم ؟ عاصی باشی عور10 ، جواب گویی از گور :
ای که تو مغرورِ بخت و دولت فرخنده ای
خواجه ی صاحب سریر و مفرش آکنده ای
... آتش سودای دل ،تا چند از این باد و بروت ؟
خاک بی آبیّ و آنگه ، با دماغ گَنده ای
گر امیری هم بمیری ، پیر انصاری بدان
خواجگی از تو نزیبد ، سر بنه چون بنده ای

از :کنز السالکین ، باب اول ، در مقالات عقل و عشق
خواجه عبدالله انصاری هروی
1 - رنج / 2 - سختی / 3 - کینه ، آلودگی / 4 - آیه 89 سوره 26 : مگر آن کس که با دلی سالم و پاک به سوی خدا بیاید . / 5 - کیسه / 6 - در میان دو انگشت خداوند مهربان است . / 7 - آیه 36 سوره 75 : آیا انسان می پندارد که واگذار و رها شده است ؟ / 8 - بوجود آمده از عدم / 9 - پلید / 10 - برهنه