چه روزایی بود ...

دیگه مغزم نمی کشید. دیگه هیچ چیز حالیم نمی شد.

از اذون صبح تا الان یه ضرب خوندم. چهار- پنج ساعتی میشه که از جام تکون نخوردم. حتی صبحونه نخوردم . فقط خوندم ؛ چون خیلی خیلی از برنامم عقب بودم . ولی دیگه داشتم داغ می کردم . با شکم خالی چهار ساعت خوندن ، اونم درس انگیزش و هیجان ، اونم با قلم دکتر خدا پناهی که هرچی تونسته کتابو سخت نوشته ، دیگه حال خوندن برام نذاشته بود .

پاشدم که هم یه کم استراحت کنم ، هم یه چیزی بخورم . رفتم یه چایی ریختم و گرفتم دستم ، و مثل هر روز اومدم پای دستگاه CD .

یه نگاه به کیف CD  کردم :

قرمزته ( قاسم افشار ) !   ،  کنسرت 84 رضا صادقی ، پورسعید ، 100 ترانه از علیرضا افتخاری !  و ...

داخل دستگاه هم که یه CD دیگه از افتخاری بود . این چند روزه اینقدر آهنگای استاد افتخاری رو گذاشتم که در و دیوار خونه هم آهنگاشو حفظ کرده بودن !

داد زدم :

-     اَه ! پس این CD شجریان کجاس ؟ مامان تو ندیدیش ؟ پکیدم از بس افتخاری گوش دادم . خود افتخاری هم اینقدر این آهنگا رو گوش نداده !

بقیه در ادامه مطلب



ادامه نوشته

دنیای زیبای کودکان  ( عکس )

دنیای کودکان ، دنیای زیبا و جذابيه .دنیایی پر از  پاکی ، معصومیت ، شیرین کاری ، سادگی و صمیمیت.

بودن در کنار اونها همیشه  آرامش خاصی به آدم می ده که در کنار هیچ کس دیگه ای نمیشه پیدا کرد.

               تصاویر پس زمینه از کودکان زیبا با کیفیت بالا


برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

به زور

بيهوده مي كوشم


بيهوده،


كه نام تو را


تكه تكه


در شعرم بگنجانم


به زور.


و چه تلاش بيهوده اي


كه شعر با زور نمي شود.


و مي ترسم...


مي ترسم كه عشقت را هم به زور در دلم گنجانده باشم


به زور ...

خبـــر  به  دورترین  نقطه ی   جهان  برسد


خبـــر  به  دورترین  نقطه ی   جهان  برسد

نخواست  او به من خسته ـ بی‌گمان ـ برسد


شکنجه بیشتر از این‌؟ که پیش چشم خودت‌

کسی  که  سهم  تو  باشد، به دیگران برسد


چه می‌کنی‌، اگر او را که خواستی یک عمر

بـه  راحتی  کسی  از  راه  ناگهان  برسد ...


رهـــــــــا  کنی ‌،  برود ،  از  دلت  جدا  باشد

به  آن ‌که  دوست ‌تَرَش  داشته ‌، به آن برسد


رهــــــا  کنی‌ ،  بروند  و  دو  تا  پرنده  شوند

خبــــــر  به  دورترین  نقطه ی   جهان  برسد


گلایـــه‌ای  نکنی ‌،  بغض  خویش  را بخوری‌

که  هق‌هق  تو  مبــــادا  به گوشـشان  برسد


خدا  کند  که ‌...  نه ‌! نفـــرین نمی‌کنم‌ ، نکند

به  او ،  که  عاشق  او  بوده‌ام، زیان برسد


خدا   کند   فقط   این  عشق از ســـرم  برود

خدا   کند   که   فقط   زود  آن زمــان  برسد


نجمه زارع

روزگار تار

شب هاي  تيره  ، روز سـيه  روزگار   تار          

  جان  خموده ، قلب حزين ،  فكر  بي قرار  


 يــــــــــــار  نديده  ، عـشــــق  تولـّد  نيافته        

 افكار  بي هدف تر  از اين عشق  بي نگار  


افسردگي  ، ترانه ي  غمگين ، شـكسـتگي          

  بيهوده  غصّه  خوردن  و   بيهوده  انتظار  


آواز  با  صداي  بلند  ،   اشــــكِ  بي   صدا             

يــاد  گذشته   –  كودكي  پاك   و  بي  غبار  


افشــــــــاي  راز هاي  مگو ، حسّ  اعتماد            

وآنگــــاه  ترس و  لرز  زافشــاي  سرّ  يار 


پوچي ،هدف گريزي ، اميد ، انتظار ،  يأس            

 بر اسبي   از  تضاد و تناقض  شدم  سوار 


" صدرا " چقدر ياوه سرايي  به  جاي شعر           

 گوشم  ز  يـاوه  پر  شده  ، افكار  نو   بيار

آپ ، کلمه ای احمقانه

آقا این «آپ» یعنی چی؟
اگه فحشه، بگید ما هم بدیم!
اگه دروده، باز هم بگید تا ما هم بگیم.
یه چیز تو مایه های استفراغه؟ از اسمش این طور بر می آد.
آخه هِی بازدیدکنندگان گرامی و ارجمند، میان توی وبلاگ بنده و می نویسن «اپ» کردیم.
یعنی استفراغ کردین؟
عزیزان، استفراغ کردید، برید به بابا و مامانتون بگید، به من چرا می گید؟
عجب گیری کردیما!
بعد می نویسن که «بیاید و نگاه کنید!»
آخه من بیام استفراغ شما رو ببینم که چی بشه؟
بیام ببینم که مثلاً لوبیاش بیشتره یا هویجش؟!
لا اقل یه «گلاب به روتون» بنویسید.
آقاجون، شما شب کمتر بخورید، اون وقت اگه استفراغ کردید، با من!
تازه، می نویسند که «تو رو خدا اگه اپ کردین، به ما بگید بیایم بخندیم!»
مگه استفراغ کردن خنده داره؟
باشه، هر وقت «اپ» کردیم به شما می گیم.
دیشب من تخم مرغ زیاد خوردم، گلاب به روتون استفراغ کردم.
یا به اصطلاح «اپ» کردم.
رنگش هم شیری بود. دیگه پا نشید از اون جا بیاید ببینید که چه رنگیه.
آخه به زندگی خصوصی مردم چی کار دارین؟
من که تا حالا ندیدم کسی به استفراغ کردن دیگری بخندد.
دروغ نمی گم ها. خودتون برید «حماقات» پست قبلی، یعنی «آموزش آشپزی برای احمقان» رو بخونید، ببینید که یک شخص محترمی (بهتره بگم محترمه ای) برام چی فرستادن.
حالا یه مدت دیگه، می نویسید که «ادرار کردیم، بیاید نگاه کنید!!!!!!»
یا حتی بد تر از این!

بفرمائید، این فسقلی ها هم می خوان «اپ» کنن. تا صبح نگاه کنید و بخندید.
عجب گیری کردیم ها!!!!!!!

به نقل از وبلاگ بیشعور زادها

ترس و لرز "آقا"-  2

” آقا ” تصمیمش را گرفته بود که با حمایت آشکارا از ناطق نوری ، رییس جمهور دلخواسته ای را بر سر کار آورد. بساط تقلب هم پهن بود که با خطبه زهر دار هاشمی عیان شد.” آقا ” دست نگاه داشت. بیست میلیون رای که در تاریخ جمهوری اسلامی بی نظیر بود، دست و دل” آقا” را لرزاند. فرماندهان سپاه که تا نزدیکی صندوقها رفته بودند ، بازگشتند. تنها استاندار وقت کردستان بود که بی خبر از همه جا تقلب کرد و بعد این شکوه را داشت که قرار بود همه با هم هماهنگ باشند که نشد.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

ترس و لرز «آقا»1



•  مجلس خبرگان در یک جلسه و به استناد اشاره و اماره بنیانگذار جمهوری اسلامی که شاهدی جز هاشمی رفسنجانی و سید احمد خمینی نداشت. حجت الاسلامی را به رهبری برگزید که از همان شب در اخبار نامش را به آیت الله خامنه ای نامبردار کردند.

آیت الله آن طور که سیمای جمهوری اسلامی صحنه ای از این مجلس را نشان داده ، به کراهت بر کرسی ولایت نشست ، اما چنان اصراری براین جلوس کرد که حالا آن کراهت و بی میلی را جز به تعارفی از سر ناز خواستن ، نمی توان تعبیر کرد.

آیت الله خامنه ای که همه عمر طلبگیش در قم و نجف به یکسال نمی رسید، نه آنچنان هیبت بنیانگذار را داشت که “امام” عصر جدید لقب گیرد و نه این” آیت الله” بودن می توانست به درجه عظمی برسد، با آن همه فقیه استخوان ترکانده که در قم نشسته بودند.

از همین بود که “آقا “صدایش کردند و در میان خواص این وصف، لطف به عتاب آمیخته ای بود و قدرت و مقام والای ولایت را بی سنگینی فقاهت می رساند و معنا می داد.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه​ای







ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه​ای چونک خیال خوش دمت از سوی غیب دردمد زهره عشق چون بزد پنجه خود در آب و گل آهوی لنگ چون جهد از کف شیر شرزه​ای ای گل و ای بهار جان وی می و ای خمار جان باغ و بهار و بخت بین عالم پردرخت بین از دهش و عطای تو فقر فقیر فخر شد لطف و عطا و رحمتت طبل وصال می​زند روزه مریم مرا خوان مسیحیت نوا گشته کمان سرمدی سرده تیرهای ما پیش کشیی آن کمان هر کس می​کند زهی جذبه حق یک رسن تافت ز آه تو و من خامش کن اگر سرت خارش نطق می​دهد        
در سر و در دماغ جان جسته ز تو فسانه​ای ز آتش عشق برجهد تا به فلک زبانه​ای قامت ما چو چنگ شد سینه ما چغانه​ای چون برهد ز باز جان قالب چون سمانه​ای شاه و یگانه او بود کز تو خورد یگانه​ای وین همگی درخت​ها رسته شده ز دانه​ای تا که نماند مرگ را بر فقرا دهانه​ای گر نکند وصال تو بار دگر بهانه​ای تر کنم از فرات تو امشب خشک نانه​ای گشته خدنگ احمدی فخر بنی کنانه​ای بهر قدوم تیر تو رقعه دل نشانه​ای یوسف جان ز چاه تن رفت به آشیانه​ای هست برای جعد تو صبر گزیده شانه​ای                                           مولانا     

زجر می کشیم

در تنگنای قبر ستم زجر می کشــــــــــــــــــــــیم

                                  در سرزمین ســـــــــــــــــرد  عدم  زجر می کشیم

در سرزمین هیـــــــــــــچ ، عدم حاکم است و ما

                                  همچون رعیّتیم که هم زجر می کشـــــــــــیمــــ ؛

هم مالیاتِ هیـــــــــــــــــــــچ به حکام می دهیم

                                  وز حاکم و حکیم و حکم زجر می کشــــــــــــــیم

در کوره راه خســـــــــــــــــــــته ی فردا قدم زدیم

                                  از خســــــــــــــتگی  قدم به  قدم زجر  می کشیم

پای قلم شکســـــــــــــــــــــته شد از زور فکر ها

                                  ما نیز پا  به پای قلم زجر می کشـــــــــــــــــــــیم

از فکر های یخ زده ، اندیشه های خشــــــــــــک

                                  از قلب های خسته ز غم زجر  می کشــــــــــــیم

از غصه ی غریـب زمان پشت دل شـ ـکـ ـسـ ـت

                                   چون  پشت  قلبمان  شده خم زجر می کـشـــــیم

ما را رهی به صحن و سرای امید نیـســــــــــــت

                                   ما پشــــــــــــــت درب های حرم زجر می کشیم

باران زده اســــــــــت کوچه ی چشمان سردمان

                                   با چشم های ســــــــــردِ دو نم* زجر می کشیم

ما را به لطف و مرحـــــــــــمت خویش می کُشند

                                   " صدرا " ببین زلطف و کرم زجر می کشــــیم


*دو نم ( 2 نم ) : خیس ، نمناک

این خارجی ها بدون یارانه چی می کشن ؟؟؟

سايت آينده طي گزارشي نوشت، در حالی كه یكی از اقدامات موثر صداوسیما برای آماده سازی افكار عمومی جهت اجرای قانون هدفمندی یارانه ها، ارسال گزارشهایی از حذف یارانه در كشورهای اروپایی بود، اكنون این پرسش به وجود آمده كه گامهای بعدی این تحول چیست؟

همچنین با توجه به حركت كشور به سمت قیمتهای جهانی، بسیاری این پرسش را دارند كه قیمتهای جهانی كالاهای اصلی در چه حدی است.

در این حال یكی از بینندگان آینده با ارسال پیامی نوشته است:نرخ برخی از اجناس و خدمات در یك نمونه از اقتصاد بدون یارانه كه آزادسازی قیمتها در آن حاكم است، نظیر اقتصاد آلمان، بلژیك و فرانسه به شرح ذیل می باشد:

• آموزش در كلیه سطوح تحصیلی رایگان
• درمان چشم، دندان و بیماریها، سرپایی و بیمارستانی (بیمه كامل) رایگان

• آرد درجه 1 تولید آلمان كیلویی 70 سنت(~950 تومان)
• روغن مایع خوراكی درجه 1 تولید آلمان لیتری 70 سنت(~950تومان)
• شیر طبیعی (بدون آب و شیرخشک) تولیدی آلمان لیتری 60 سنت(~800 تومان)
• آب پرتغال 100% تولیدی آلمان دولیتری 70 سنت(~1 هزار تومان)
• گوشت فیله بدون چربی و بدون استخوان كیلویی 5 یورو(~7 هزار تومان)
• سیب سبز فرانسوی كیلویی 1 یورو(~1350 تومان)
• پرتقال و نارنگی كیلویی 1 یورو(~1350 تومان)

• اجاره هر متر مربع مسكن در محله متوسط در برلین 5 یورو(~7 هزار تومان)
• بهای هر كیلو وات برق 5 سنت(~68 تومان)

• كت و شلوار درجه متوسط تمام نخی یا پشمی دوخت آلمان 150 یورو(~200 هزار تومان)
• كفش تمام چرم Versache یک جفت تولید ایتالیا 60 یورو(~80 هزار تومان)
• پیراهن مردانه تمام نخ دوخت آلمان 15 یورو(~20 هزار تومان)

• خودروی سواری مرسدس بنز مدل 230E تولید سال 40 هزار یورو (~54 ميليون تومان)

و اما!..

•
بهره بانكی وام تولیدی، صنعتی و مسكن 1 تا 2 درصد
• • پرداخت بیمه بیكاری ماه 700 یورو(~1 ميليون تومان)
• • • متوسط درآمد هر خانوار 4 هزار یورو(~5.5 ميليون تومان)

و تو خود حديث مفصل بخوان...

* نرخ هر يورو را بطور متوسط 1360 تومان در نظر بگيريد