چه روزایی بود ...
دیگه مغزم نمی کشید. دیگه هیچ چیز حالیم نمی شد.
از اذون صبح تا الان یه ضرب خوندم. چهار- پنج ساعتی میشه که از جام تکون نخوردم. حتی صبحونه نخوردم . فقط خوندم ؛ چون خیلی خیلی از برنامم عقب بودم . ولی دیگه داشتم داغ می کردم . با شکم خالی چهار ساعت خوندن ، اونم درس انگیزش و هیجان ، اونم با قلم دکتر خدا پناهی که هرچی تونسته کتابو سخت نوشته ، دیگه حال خوندن برام نذاشته بود .
پاشدم که هم یه کم استراحت کنم ، هم یه چیزی بخورم . رفتم یه چایی ریختم و گرفتم دستم ، و مثل هر روز اومدم پای دستگاه CD .
یه نگاه به کیف CD کردم :
قرمزته ( قاسم افشار ) ! ، کنسرت 84 رضا صادقی ، پورسعید ، 100 ترانه از علیرضا افتخاری ! و ...
داخل دستگاه هم که یه CD دیگه از افتخاری بود . این چند روزه اینقدر آهنگای استاد افتخاری رو گذاشتم که در و دیوار خونه هم آهنگاشو حفظ کرده بودن !
داد زدم :
- اَه ! پس این CD شجریان کجاس ؟ مامان تو ندیدیش ؟ پکیدم از بس افتخاری گوش دادم . خود افتخاری هم اینقدر این آهنگا رو گوش نداده !
بقیه در ادامه مطلب


زاهد بودم ترانه گویم کردی