تو را خواب دیده ام
در ا ین نگاه روشنی ناب دیده ام
من خواب دیده ام که توفهمیده ای که من
دل را ز عشق روی تو بی تاب دیده ام
پشت سلام های نگاه نجیب تو
معشوقه ای مبـــادی آداب دیده ام
من بوسه میزنم به ضریح لبان تو
این را به از عبادت و محراب دیده ام
وقتی که نیستی دل شبگرد خویش را
غمگین کنار کوچه ی مهتاب دیده ام
لبخند را هم از لب خود پاک می کنم
لبخند را فقط وسـط قــــاب دیده ام
شکر خدا اگر چه من از غم شکسته ام
روی تو را شکفته و شاداب دیده ام
حالا که دست من به نگاهت نمی رسد
تنها دلم خوش است تو را خواب دیده ام

زاهد بودم ترانه گویم کردی