تنها آفتاب است که بر همهگان یکسان می تابد
اما همین نعمت زیبا ، برای عده ای دردسر ساز است . سایت بی بی سی فارسی گزارشی تصویری از بارش برف در مناطق زاغه نشین افغانستان ارائه داده است . دیدن این تصاویر من را به یاد جمله ای انداخت که چند سال پیش کامران نجف زاده ، در برنامه ی 20:30 بیان کرد . جمله ای با این مضمون :
" به خدا گلایه نکن که باران نمی فرستد . شاید خدا به فکر پسر بچه ای است که کفش های کهنه اش پاره شده اند . "
با مقایسه ی این عکس ها با عکس های بارش برف در اروپا، تنها چیزی که به ذهن آدم می رسد ، همان جمله ای است که در عنوان این مطلب آمده است .
صدها نفر زمستان سرد کابل را زیر خیمه ها و خانه های گلی که خودشان ساخته اند سپری می کنند.
به ویژه برفباری های اخیر در کابل، زندگی را برای این زاغه نشینان دشوار کرده است.

برف برای کودکان معمولا شادی می آورد، اما داستان این کودکان متفاوت است .

این کودکان باید برف را از روی چادرها و خانه های گلی شان پاک کنند، تا سقف شان ریزش نکند.

این خانواده ها که عمدتا از بیجا شدگان داخلی هستند، با امکانات بسیار اندکی زندگی می کنند.

این خانواده ها گاه گاهی از سوی سازمان های خیریه کمک دریافت می کنند، اما نه به اندازه ای که نیازمندی های شان کاملا رفع شود.

و تنها آفتاب است که بر همهگان یکسان می تابد.

منبع :http://bbc.co.uk/persian

زاهد بودم ترانه گویم کردی